هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
503
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
مىشدند در ركابشان قرار مىگرفت و اين افتخار را از نعمتهاى الهى بر خود بشمار مىآورد و آن دو وقتى كه به طواف خانه مىشدند از ازدحام مردم ، زير فشار شديدى قرار مىگرفتند . ابن الزبير على رغم كينهاى كه نسبت به اهل بيت داشت و حسدى كه مىورزيد مىگفت : به خدا كه زنان در برابر كسى جز حسن بن على ( ع ) ، برنخاستند . و و اصل بن عطا به نقل از وى مىگفت : حسن بن على سيماى پيامبران و ابهت پادشاهان را بر چهره داشت . و او همچنانكه در روايت ابن كثير آمده وقتى در مسجد - النبى نماز صبح را بجاى مىآورد در همان جاى نماز خود مىنشست و تا بر آمدن آفتاب به ياد خداى مشغول مىبود آنگاه بزرگان مردم به گردش جمع مىآمدند و از مسائل دينى سؤالش مىكردند و به صحبت مىنشستند . او اگر براى نماز وضو مىساخت رنگش دگرگون مىشد و آنگاه كه به نماز مىايستاد ، تمام بدنش به لرزه مىافتاد و هنگامى كه مرگ را به ياد مىآورد و يا قبر ، رستاخيز و صراط بخاطرش مىآمد آنچنان گريه مىكرد كه از هوش مىرفت . و اگر بهشت و دوزخ را ياد مىكرد همچون كسى كه از شدت درد در شرف هلاك است گريه مىكرد و از خداى بهشت را مىخواست و از جهنم دورى مىطلبيد او اموالش را سه بار در راه خدا تقسيم كرد و دو بار تمامى اموالش را در راه خدا بخشيد و بيست و پنج بار به حج رفت و در حالى كه اسبان نجيب راهوارش بودند پاى پياده مىرفت و مىفرمود : من از خدايم شرمم مىآيد كه پياده به خانهاش نروم و هرگاه مردم او را پياده مىديدند به احترامش ، از مركب خود پياده مىشدند و وقتى راه رفتن آنها را از پاى در مىآورد نزد او مىشدند و مىگفتند : اى فرزند رسول خدا مردم از راه رفتن خسته شدهاند يا تو بر يكى از اسبان خود سوار شو و يا اجازه ده تا آنها بگذرند كه به خود اجازه نمىدهند تا وقتى كه تو پياده هستى سوار شوند او نيز از راهى كه مىرفت منحرف مىشد تا مردم دور شوند و آنگاه سوار مركب خود گردند . در امام ابو محمد حسن مجتبى علاوه بر افتخار بر گرفتن دانش و صفات پسنديده از جد بزرگوارش پيامبر و پدر ارجمندش امام على ، صفات برجستهاى گرد آمده بود كه در هيچ كس ديگر از مردم گرد نيامده بود و مسلمانان اخلاق نيكو ، برجستگيهاى معنوى و صلابت در حق و فداكارى در راه خدا و نيكانديشى براى بشريت را در وى يافتند . امام حسن ، اخلاق جد خود و ويژگيهاى برجستهء پدرش و تعاليم اسلام را تجسم بخشيد و از هر نظر مسلمانان را به ياد ايشان مىانداخت لذا دوستش مىداشتند و گراميش